قسمت پنجم /شرح زندگی آیت الله رئوفی (حاج آقا)

آیت الله رئوفی

در قسمت قبل درباره شروع تحصیلشان در حوزه علمیه قزوینی و رفع مشکلاتی که پیش از این داشتن را خواندیم.در این قسمت خواهیم خواند: ازدواج و تشکیل خانوداده دادن ایشان و بازگشت به ایران

 

به گزارش گروه دین و اندیشه پایگاه خبری هشت بندی، در این قسمت خواهید خواند ازدواج و تشکیل خانواده دادن آیت الله رئوفی و بازگشت ایشان به ایران

ازدواج وتشکيل خا نواده

درروزپنجشنبه 25ماه ربيع الاول سال1373هجري قمري برابرباسال1331شمسي در حالي که حدود 7 سال از عزيمت بنده به نجف اشرف مي گذشت و20 ساله بودم درنهايت سادگي ازدواج کردم . همسرم مرحومه بانو کربلايي فاطمه واحدي دخترمرحوم حجت الاسلام حاج شيخ مرتضي واحدي نجفي[1] بود سبب وواسطه ازدواجم حجت الاسلام سیدمحمدعلوی وهمسرش علویه بودکه در همسایگی مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ مرتضی واحدی زندگی می کردودریک مجلس ساده باحضورجمع اندکی ازفضلا وطلاب خطبه عقدتوسط مرحوم آیت الله حاج شیخ علی اصغراراکی جاری شد. اولين فرزندم پسري بود که او را محمد نام نهاديم که فوت کرد . پس از محمد دختر بزرگم مريم متولد شد .

بين محمد و مريم يکسال فاصله بود،کربلايي فاطمه در زايمان سوم و هنگام بدنيا آوردن دخترم زهرا مريض شد(زهراتولدزودرس داشت) و مجبور شدم اورا به بيمارستان کوفه منتقل نمايم . پس از آن مادر و دختر را به نوبت پيش پزشک مي برديم و چون پول نداشتيم ناچار بودم آنها را پيش پزشکي ببرم که پول کمتري مي گرفت . پزشک پس از معاينه به من گفت : روده دختر شما پاره شده و بزودي مي ميرد ، پس بي جهت پولتان را خرج نکنيد و ديگر بچه را پيش من نياوريد ،باتوکل به ذات بی همتای الهی وباوجود بیماری مادر وفرزند مقدمات سفربه ایران را آماده کردم درحالی که امروز آن پزشک به رحمت الهی رفته وبه فضل پروردگارعالم دخترم زهرا بزرگ شدوازدواج نمود وچندین فرزندصالح وسالم تربیت کردوتحویل اجتماع داده است لذاعالم سروغیب فقط خداوندیکتاوبرگزیدگان او هستندکه ازجانب خداوند اذن داشته باشند.

                               مرحوم حاج حسین واحدی                 مرحوم شیخ مرتضی واحدی                             مرحوم

مرحوم حاج حسین واحدی               مرحوم شیخ مرتضی واحدی                           مرحوم جوادواحدی              

آ قای یوسف ملای                    حجت الاسلام حاج سیدحسن حسینی           حجت الاسلام حاج شیخ محمدحسین رخشاد    

آ قای یوسف ملای                    حجت الاسلام حاج سیدحسن حسینی          حجت الاسلام حاج شیخ محمدحسین رخشاد 

بازگشت به ايران

بعد از 16 سال تحصيل وتدریس علوم ومعارف اسلامي وتربیت عده ای شاگرددرحوزه علمیه بزرگ نجف اشرف با اجازاتي که ازمراجع تقلید وسایرعلما وفضلاء من جمله آیت الله العظمی امام خمینی ، آيت الله الضمی خوئي ، آيت الله العظمی ميرزا عبدالهادي حسيني ، آيت الله العظمی شاهرودي ،آيت الله العظمی سیدمحسن حکيم ، آيت الله العظمی سيد محمد باقر محلاتي ، آيت الله سيد احمد اشکوري وآيت الله العظمی حاج آقا بزرگ تهراني دريافت نمودم(جهت مطالعه نمونه اجازات مراجع وعلما به فصل دهم مراجعه نمایید).

تصميم گرفتم براي اداي زکات علم ونشر وتوسعه معارف قرآن وترويج دستورات رسول خدا(ص) واهل بيت عصمت وطهارت(ع) به ايران وزادگاهم عزيمت نمايم ،بنابراين همه لوازم ساده ومختصر زندگي دوران تحصیل را فروختم و به آبادان آمديم .

يک ماه در آبادان در منزل بعضي از آشنايان مخصوصاً مرحوم حاج عباس مظلومي ،حاج مرادمحمودي ،کربلايي موسي دمي زاده ،اهل رودخانه (رودان) و کربلايي صمدشکوهي گلاشکردي،مرحوم کربلايي رضاشکوهي گلاشکردي،مرحوم مشهدي علي شکوهي گلاشکردي وکربلايي جمعه صوغانی گلاشکردي مانديم . در اين مدت صبح مادر و عصر بچه را نزد پزشک مي برديم . به چندین پزشک مراجعه کرديم تا اينکه درنهایت پيش دکتر نيروي دريايي ارتش رفتيم که ازامکانات بیشتری برخوردار بودند .

دکتربعدازمعاینه ودیدن دخترم به پرستار گفت : به بچه آمپول تزریق کنید. پرستار جواب داد: به کجاي بدن اين کودک آمپول تزریق کنم؟ .از اين طفل تنها پوست و استخوان مانده است . خلاصه پس از آنکه اين دو نسبتاً بهبودي پيدا کردند براي زيارت امام هشتم حضرت ثامن الحجج علي بن موسي الرضا(ع) عازم مشهد شديم.حدودیک هفته دریک مسافرخانه محقردرمشهدمقدس برای زیارت امام رضا(ع)ماندیم.دراینجا ضروری است به ذکرچند روایت درباب فضیلت ثواب زیارت آن امام همام وغریب طوس ازجهت نشرمعارف اهلبیت عصمت وطهارت (ع) وتشویق وترغیب شیعیان حضرتش بیان نمایم.


2- مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ مرتضی واحدی نجفی ازروحانیون متقی وباورع وزاهد وساده زیست وتحصیل کرده حوزه علمیه نجف وساکن آنجا بود وی ازشاگردان حضرت آیت الله العظمی اصطهباناتی واصالتاً اهل استهبان استان فارس است ودرسال 1356شمسی درقم دارفانی راوداع کرد..آن بزرگواردارای 2فرزندپسربنام مرحوم حاج حسین ومرحوم جواد وچهاردختر بودند که سایردختران نامبرده با حجج اسلام حاج سیدحسن حسینی وحاج شیخ محمدحسین رخشادوآقای یوسف ملایی ازدواج کردند. حاج حسین مدتی درحوزه علمیه نجف تحصیل کردندوسپس درشهرقم درکتابخانه مرجع عالیقدرتشیع حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی صحاف کتب خطی بودند ومدتی هم مستقلا صحافی خصوصی کتب دینی و فروشگاه لوازم التحریر داشت ودرآبان ماه سال 1385 شمسی دراثرتصادف ازدنیا رفت ومرحوم جواد نیزدرجوانی ودرروزعاشورای 1360 شمسی درتصادف فوت کرد.

منبع:کتاب در گذرزمان