قسمت دهم/شرح زندگی آیت الله رئوفی (حاج آقا)

آیت الله رئوفی

هرچه به ما گفتند که : « جايتان را عوض کنيد ، اينجا زندگي کردن بسيار سخت است  ،  بياييد با خرج  ما به سرني ،پوم يا پشت کوه و.. .... برويم » فايده نداشت.

 

 

به گزارش «گروه تاریخ و اندیشه پایگاه خبری هشت بندی»، در قسمت قبل خواندیم: زندگی نامه فرزندان ایشان از تحصیل در مدرسه ابتدایی تا ازدواج و تشکیل خانواده در این قسمت خواهیم خواند: اصرار ایشان برای سکونت در هشت بندی و  تشویق مردم برای ترک کوه نشینی و امید به اینده ی روشن


سه سال وضعيت به همين صورت ادامه داشت تا اينکه کم کم سايرين هم به اين منطقه رو آوردند .ابتدا حاج ابراهيم عيد زاده ،  مشهدي بختيار يار احمدي پدرمرحوم حاج عزيزیاراحمدی ،مرحوم کربلايي دادخداي عسکري ومرحوم مشهدي حيدر يار احمدي آمدند و شروع به کشت ذرت کردند ، اما چون سودي نبردند دوباره وسايلشان را جمع کردند وبه جاي قبلي شان که همان منطقه کوهستاني بود ، رفتند .


کربلايي دادخداي عسکري به « درپُرآب » رفت  و حاج ابراهيم عيد زاده ومرحوم حاج عزیز یاراحمدی مشغول کشاورزي شدند وحاج ابراهیم یکی ازاولین مداحان وروضه خوانان رسمی درمنطقه درايام محرم وصفروماه مبارک رمضان درحسينيه اي که با کپر و حصیر و کاوار احداث کرده بودم بود روضه می خواند و روز عاشورا عزاداری درکاواری بزرگ برگزارمی گردید ،ايشان هم اهل مطالعه بودوهم اينکه باصداي زيباولهن عربي دعاوروضه مي خواند(بدلیل اینکه سالها درکشورهای حوزه خلیج فارس حضورداشت وکارمی کردلهن عربی زیبایی دارد) لذاتا اوايل پيروزي انقلاب ازمعدودمنبريهای منطقه بودو بعدازپيروزي انقلاب وحضور روحانيت درمناطق و مشغله کشاورزي خودشان يکي ازبانيان مجلس و محفل عزاي اهل بيت اطهار(ع) شدند که هرسال برپا مي دارند که اميدوارم هرسال موفق تر ازگذشته باشند  ومرحوم مشهدي بختيارهم به « درگز» برگشت .

 

  مرحوم مشهدی محمدرئوفی ومرحوم حاج عزیزیاراحمدی حاج ابراهیم عیدزاده مداح اهل بیت(ع)
                                 مرحوم مشهدی محمدرئوفی ومرحوم حاج عزیزیاراحمدی                  حاج ابراهیم عیدزاده مداح اهل بیت(ع)                        
  ولي ما همچنان در جاي خود مستقر بوديم و هرچه به ما گفتند که : « جايتان را عوض کنيد ، اينجا زندگي کردن بسيار سخت است،بياييد با خرج  ما به سرني ،پوم يا پشت کوه و.. .... برويم » فايده نداشت و در جواب آنها عرض مي کردم : هدف من پايين آوردن همه شما بسوي هشتبندي است تا از کوه نشيني و کمبود آب و غذا نجات پيدا کنيد . من منظورم دنيا و زمين خواري نيست و رضاي خدا را مي جويم . شما تک تک و به تنهايي نمي توانيد در اين جا ساکن شويد . ماندن من با وجود همه مشکلات بالاخره نتيجه خواهد داد.


  گاهي قافله ها و طوايفي که از پوم و گرو و دُرگ و سَرني و سندرک و ساير مناطق براي رفتن به منوجان از آنجا مي گذشتند ، شب يا ظهر در منزل ما استراحت مي کردند و بعد ادامه مسير مي دادند و وقتي هم خريد خود رادر منوجان  انجام مي دادند در بازگشت هم سر راهشان در منزل مابرای يک وعده غذا می ماندند و پس از استراحت به راهشان ادامه مي دادند .

 

يکي از مشکلاتي که در طول اين سالها با آن مواجه بوديم بحثها وزدو خوردها و نزاع هاي خانوادگي و عشيره اي است که تاکنون ادامه دارد . گاهي مي شد که حدود 50 -60 نفر از افراد درگير به منزل ما مي آمدند و دوسه شبانه روز طول مي کشيد که ما بتوانيم با خواهش و تمنا و ذکر آيات و روايات از معصومين (ع) طرفين درگير را آرام و اختلافات را برطرف نمائيم وبسيار اتفاق مي افتاد که اين افراد در زمان برگشت بعلت نبودن وسيله مدت بيشتري را در کنار ما مي ماندند. .


 به اين ترتيب ما در هر وعده غذايي کم و بيش 50 تا 60 نفر مهمان داشتيم و تمام مسئوليت پخت غذا بر عهده کربلايي فاطمه همسر مرحومم بود که با سختي بسياردر هواي گرم جنوب ايران  و در شرايطي که از نظر امکانات در حد صفر بوديم و از آب و برق و گاز خبري نبود با چوب و هيزم آتش درست مي کرد و غذايي تهيه مي نمود و از مهمانها پذيرايي مي نمود .

 

آن مرحومه با تحمل سختيها و استقامت  خود سبب احياء و عمران و آبادي اين منطقه لم يزرع شد.خداوند او را قرین رحمت واسعه خودقراردهد چرا که بخش عمده موفقیت خودو آبادانی منطقه راهمراهی و زحمات طاقت فرسای آن مرحومه می دانم که ازنجف اشرف و پدر و مادر و سایر اقربا دور بود و در دیار غربت با همه سختیها صبرپیشه نمود .


 در تمام اين منازعات لسان حال ماجز اين نبود که « انْ أَجْرِي إِلَّا عَلَى اللَّهِ  ، اجر و مزدي از کسي نمي خواهم مگر از پروردگار بي همتا ، إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيهِ أُنِيبُ  من جز اصلاح تا آنجا که توانايي دارم نمي‌خواهم و توفيق من، جز به خدا نيست  بر او توکل کردم؛ و به سوي او بازمي‌گردم  .

 

اين اختلافات و بحثها همين طور ادامه داشت و گاهي اين گونه مراجعات در ماه به دو ياسه مورد مي رسيد .

 

يکي ديگر از فعاليتهاي من در طول اقامتم در منطقه کارهاي فرهنگي و آموزشهاي ديني است که در هر فرصتي آن را انجام مي دهم . بارها مسيري 300 کيلومتري را از بشاگرد ، سندرک ،درپهن ، داوري ، جگدان ، اهون،  سردشت ،گافر و پارمون ، مارز و ساير مناطق مثل گهرکوه  ، دستگرد ، بيورج ، پوم ، پشتکوه ، مارز ، پشت سر ، شهکهان ، سرحدي و ...  را حتي با الاغ طي کردم تا معارف دين و احکام و مسائل شرعي را براي  مردم محروم منطقه بيان نمايم و به محبت اهل بيت اطهار(ع) و ادامه اين راه آشنا سازم.


در قسمت بعد خواهیم خواند: اولین مهاجران به هشت بندی و آغاز کشاورزی/ سنگ بنای اولین مسجد در هشت بندی
درگذرزمان
زندگي نامه وخاطرات آيت الله غلامحسين رئوفي
تدوین : علی رئوفی

کد خبر9312524